نگه داشتن حس ها؛ از آن نگه داشتن هایی است که می ارزد به خیلی از چیزهایی که در زندگی با آدم راه

می آیند..راه می روند و یک پا؛ از آدم عقب نمی ماند.ولی روزگار همیشه به این سادگی ها آدم را ول

نمی کند تا با حس هایش بماند. بقول آقا ناصرالدین شاه؛روزگار پدر در می آورد .از آن پدر در آوردن

هایی که قلب پادشاه را .. با فشنگ میرزایی ؛ در آورد . آدم که لیوان سرد و گرم روزگار را سر می

کشد..می فهمد که یک و دو و سه ؛ یعنی چه.البته این قصه ؛ زیرگوشی ای نیست که تازه فهمیده باشد ...

اما خب؛ چای باید دم بکشد.

گاهی دلم برای هر چی که بوده؛ خیلی تنگ می شود. از آن دلتنگی های بدی که خدا می داند و بس . ولی

فقط شب ها است که می توانم به آن بقچه بروم.بخصوص شب هایی که قرص ماه مانند خنجر کوتاه شده

کجی ... روی پرده سیاه آسمان ؛ آویخته شده است .. و از بود و نبود زندگی ... گاهی فقط نسیم از پا

افتاده نیمه شبی ..هست و صدای سگی از آن دور دور های, .. دور. اینجاست که می خواهی خودت

را لای طوفانی از شن های احساس شبانه ات... خودت را گم و گور کنی و تا آفتاب پلک های,

خواب آلوده اش را باز نکرده است ... از دانه دانه طوفان شن هایت ... افسانه ببافی برای

خودت .از آن بافتنی های قشنگ مادر بزرگ؛ که شب ها برایت می گفت و تو ؛ خودت را می زدی

به خواب؛ و مادر بزرگ تا میخواست تو را بی سرو صدا از روی پاهای خواب رفته اش بگذارد روی

فرش؛ شیطانه های وجودت .. به شیطنت می افتادند و تو چشم هایت را باز می کردی ..با کمی آه و ناله

های بچگانه ات که خودت آن ها را غلیظ می کردی؛ و بیچاره مادر بزرگ .. باز برایت می بافت و تو

مست می شدی از اینهمه شیطانک های کوچک وجودت ..که هنوز دست روزگار به موهایش نخورده

بود و فکر می کرد همیشه همین بوده که هست .

گاهی دلم برایتان تنگ می شود

ولی این فقط گاهی است ... مثل شما که گاهی دلتان تنگ می شود.

گاهی مراقبم بیش از این... یاد کسی نیفتم . یادم .. بیش از اینها ترک خورده است .

حساب و کتاب ها را انداختم دور؛ و روزهایم را نمی شمارم .

بی شمار؛ روزگار می گذرانم.

بی شماری ... از سهم هر کسی از یک و دو سه ...تا هر چند تایی که آدم ها به همدیگر می دهند در حساب و

کتاب دوستانه شان به هم .

خودم را خاک کرده ام لای همه کاغذهایم.

خاک کاهی شده ام .

بوی کاهی می دهم.

بوی کاغذ کاهی های دکان کاه گلی, آقا مش ابرام بد اخلاق

شنبه شانزدهم دی ماه هزار و چهار صد و دو

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم دی ۱۴۰۲ساعت 10:57 توسط |